دانش، گمشده مؤمن است . [امام علي عليه السلام]
نصيحت به مسئولين جامعه اسلامي


شنبه شبي
که گذشت در حسينيه ما ، حسينيه سيد الشهدا بمبي
منفجر شد و تعداد زيادي از دوستان ما شهيد و زخمي شدند. شهدا را دفن کرديم و
مجروحين نيز برخي، از بيمارستانها مرخص شده اند و برخي همچنان تحت درمان قرار
دارند.



اول يک
گزارش کوتاه از آن شب:



بعد از
نماز مغرب و عشاء به سمت حسينيه حرکت کردم. به طرز عجيبي ملتهب و نگران بودم.
تقريباً مطمئن بودم امشب قرار است براي من اتفاقي بيفتد. سابقه اين حالت را داشتم
...



وقتي به حياط
حسينيه رسيدم کمي از شروع منبر گذشته بود. محمد مهدوي*
را ديدم که با چهره اي بشاش نزديک کانکس پايگاه مقاومت مشغول احوالپرسي با چند نفر
ديگر بود. به نظرم طرز نگاهش عجيب و غير عادي بود. بهر حال به طرف مجلس رفتم....



منبر تمام
شد. چراغها را خاموش کردند. سيد مناجات را شروع کرد. يکي از بچه ها گفت من بايد
بروم بيرون، تا دم در با من بيا ، گفتم باشه بريم! به حياط رسيديم مقابل آبخوري
بوديم که صداي مهيبي بلند شد رويم را برگرداندم شعله وحشتناکي از آخر حسينيه به
آسمان بلند شد. ناخودآگاه نيم خيز شدم. از مقايسه ارتفاع شعله انفجار و
آپارتمانهاي پشت حسينيه ميشد شدت انفجار را حدس زد. پس از چند لحظه بهت به سمت آخر
حسينيه دويدم. چيزي که ميديدم برايم قابل باور نبود ؛ کف حسينيه پر از اجساد
متلاشي و قطعه قطعه شده بچه ها بود ...يا حسين.



فلسفه مجلس
عزاي امام حسين (ع) تربيت نسلهاست. دوستان شهيدمان در واقعه انفجار حسينيه سيد
الشهداء کانون فرهنگي
رهپويان وصال
به درجات بالايي از معرفت حسيني (ع) دست يافته بودند و
اينگونه توفيق يافتند تا در هنگام زمزمه نام مولاي خود به ديدار او نائل شوند و ما
همه خوشبختيمان اين است که چند صباحي را هم نفس آنها در محافل حسيني (ع) گذرانده
ايم.



به ديدن
خانواده خواهر شهيده مان رفتيم. برادرش ميگفت تنها وصيت خواهرم اينست که نامحرم به
من دست نزند و برادرم مرا در قبر بگذارد. پدرش مرتب ميگفت افتخار ميکنم به دخترم ،
افتخار ميکنم به دخترم...



آهاي هيئتي
ها! آهاي امام حسيني ها (ع)!! آهاي گريه کن هاي غريبي امام مجتبي(ع)!! آهاي ضجه
زنهاي مصيبت کوفه و شام!! آهاي...



سرتان را
بالا بگيريد!! امامتان با امضاي شهادت اين بچه ها ، مهر قبولي بر عزاداريهاي ما
گذاشت. شهادت اين بچه ها همه ما را سرافراز کرد. امروز همه ايران سرافراز است ،
امروز همه عالم تشيع سربلند است.



به آنهايي
که نبودند ميگويم: نبوديد ببينيد چطور مردم شيراز با احترام و عزت به تشييع شهدا
آمدند. نبوديد ببينيد مردم با چه شوري عاشقان امام رضا
(ع)
را بدرقه کردند. نبوديد ببينيد چطور حال و هواي شهرمان عوض شد و نواي حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست چگونه ياد جبهه
ها را زنده کرد.



 



*يکي از
شهداي واقعه بمب گذاري



سهيل ::: شنبه 31/1/1387::: ساعت 6:34 عصر


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 3
بازديد ديروز: 10
کل بازديد :5686

>> درباره خودم <<

>> پيوندهاي روزانه <<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<










>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<