باسمه
تعالي
اواخر سال 83 مردم ايران به چه نقطه اي رسيده
بودند؟
در ذهن
مردم چه تحليلي نسبت به جريانهاي سياسي
وجود داشت؟
وضعيت عمومي مملکت و جايگاه بين المللي ايران
چگونه بود؟
حرکت عمومي
جمهوري اسلامي در مسير آرمانهاي انقلاب اسلامي
چگونه ارزيابي ميشد؟
آيا فرمايشات
امام خميني (ره) راهنماي عمل برنامه ريزان دولتي بود يا نظريه هاي مبتني بر خدا انگاريِ انسان؟
آيا مردم
نسبت به وضع زندگاني مسئولين رضايت داشتند
و آنرا در شان مديران جمهوري اسلامي مي دانستند؟
آيا دغدغه هاي مديران دولتي همان دغدغه هاي مردم بود؟
چه فاصله
اي ميان منويات و خواسته هاي اقشار مذهبي و متدين
جامعه با مديران دولتي وجود داشت؟
ارزيابي
مردم از عملکرد اقتصادي دولتهاي پس از امام
خميني (ره) چه بود؟
ارزيابي
مردم از ميزان صداقت مديران دولتي چه بود؟
آيا مردم
دلشان براي شهيد رجايي تنگ شده بود؟
مردم آيا
نزاع بين گروههاي سياسي را رقابت براي خدمت
ميدانستند يا تلاش جهت قدرت طلبي و زراندوزي؟
آيا مردم
از انقلاب مکدر شده بودند يا از عملکرد برخي مسئولين؟
آيا برخي
از مردم احتمال ميدادند که برخي از مسئولين در حال خيانت
به انقلاب هستند؟
آيا برخي
از مسئولين جمهوري اسلامي را با رژيم پهلوي اشتباه گرفته بودند؟
آيا برخي
از مديران جامعه مردم را به ياد برخي از صحابه رسول
خدا (ص) مي انداختند؟
آيا در
ميان اصحاب پيامبر خدا (ص) منافق و خائن هم
وجود داشت؟
آيا برخي
از اصحاب پيامبر (ص) ابتدا نيکوکار و بعداً طاغي و
خائن شدند؟
آيا برخي شيوخ انقلاب ما شبيه اصحاب
خائن رسول الله (ص) نيستند؟
آيا زبير صحابي بزرگواري نبود که گمراه شد؟
آيا ريش معيار مسلمان بودن است؟
آيا خويشاوندي با بزرگان معيار انقلابي بودن است؟
ارزشهاي انقلاب و رهنمودهاي امام خميني (ره)
معيارهاي انقلاب اسلامي نيست؟
شنبه شبي
که گذشت در حسينيه ما ، حسينيه سيد الشهدا بمبي
منفجر شد و تعداد زيادي از دوستان ما شهيد و زخمي شدند. شهدا را دفن کرديم و
مجروحين نيز برخي، از بيمارستانها مرخص شده اند و برخي همچنان تحت درمان قرار
دارند.
اول يک
گزارش کوتاه از آن شب:
بعد از
نماز مغرب و عشاء به سمت حسينيه حرکت کردم. به طرز عجيبي ملتهب و نگران بودم.
تقريباً مطمئن بودم امشب قرار است براي من اتفاقي بيفتد. سابقه اين حالت را داشتم
...
وقتي به حياط
حسينيه رسيدم کمي از شروع منبر گذشته بود. محمد مهدوي*
را ديدم که با چهره اي بشاش نزديک کانکس پايگاه مقاومت مشغول احوالپرسي با چند نفر
ديگر بود. به نظرم طرز نگاهش عجيب و غير عادي بود. بهر حال به طرف مجلس رفتم....
منبر تمام
شد. چراغها را خاموش کردند. سيد مناجات را شروع کرد. يکي از بچه ها گفت من بايد
بروم بيرون، تا دم در با من بيا ، گفتم باشه بريم! به حياط رسيديم مقابل آبخوري
بوديم که صداي مهيبي بلند شد رويم را برگرداندم شعله وحشتناکي از آخر حسينيه به
آسمان بلند شد. ناخودآگاه نيم خيز شدم. از مقايسه ارتفاع شعله انفجار و
آپارتمانهاي پشت حسينيه ميشد شدت انفجار را حدس زد. پس از چند لحظه بهت به سمت آخر
حسينيه دويدم. چيزي که ميديدم برايم قابل باور نبود ؛ کف حسينيه پر از اجساد
متلاشي و قطعه قطعه شده بچه ها بود ...يا حسين.
فلسفه مجلس
عزاي امام حسين (ع) تربيت نسلهاست. دوستان شهيدمان در واقعه انفجار حسينيه سيد
الشهداء کانون فرهنگي
رهپويان وصال به درجات بالايي از معرفت حسيني (ع) دست يافته بودند و
اينگونه توفيق يافتند تا در هنگام زمزمه نام مولاي خود به ديدار او نائل شوند و ما
همه خوشبختيمان اين است که چند صباحي را هم نفس آنها در محافل حسيني (ع) گذرانده
ايم.
به ديدن
خانواده خواهر شهيده مان رفتيم. برادرش ميگفت تنها وصيت خواهرم اينست که نامحرم به
من دست نزند و برادرم مرا در قبر بگذارد. پدرش مرتب ميگفت افتخار ميکنم به دخترم ،
افتخار ميکنم به دخترم...
آهاي هيئتي
ها! آهاي امام حسيني ها (ع)!! آهاي گريه کن هاي غريبي امام مجتبي(ع)!! آهاي ضجه
زنهاي مصيبت کوفه و شام!! آهاي...
سرتان را
بالا بگيريد!! امامتان با امضاي شهادت اين بچه ها ، مهر قبولي بر عزاداريهاي ما
گذاشت. شهادت اين بچه ها همه ما را سرافراز کرد. امروز همه ايران سرافراز است ،
امروز همه عالم تشيع سربلند است.
به آنهايي
که نبودند ميگويم: نبوديد ببينيد چطور مردم شيراز با احترام و عزت به تشييع شهدا
آمدند. نبوديد ببينيد مردم با چه شوري عاشقان امام رضا
(ع) را بدرقه کردند. نبوديد ببينيد چطور حال و هواي شهرمان عوض شد و نواي حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست چگونه ياد جبهه
ها را زنده کرد.
*يکي از
شهداي واقعه بمب گذاري
20فروردين
روزتجلي اين واقعيت است که دميدن روح غيرت و
اتکا به نفس در ميان مردم چه نتايج شيريني در پي دارد. مردم چشمشان به ملوکشان هم هست وقتي
مسئولي مرتباً از نتوانستن ، ترسيدن ، نشدن ،فشارهاي خارجي و ... ميگويد حالش
گرفته ميشود (توي دلشان ميگويند خوب تو با اين تفکراتت بيخود کردي انقلاب راه
انداختي ، ميرفتي تو خونتون مي نشستي) در مقابل اگر توانائيهاي يک جامعه اي را
برجسته کنيم و روح سلحشوري و اميد را بپرورانيم آنگاه خواهيم ديد که مردم از ما هميشه
جلوتر هستند و مسئولين بايد بکوشند کمتر مانع اوج گيري به سمت کمالات در جامعه
شوند.بله آقا!اگر قرار باشد هر کاري خواستي بکني همه را راضي کني يا اصلاً کاري نخواهي کرد يا کارت ، کار نخواهد بود. جريان هسته اي هم از اين قبيل است. وقتي
يک مردمي متفقاً حق خود را بخواهند و در اين راه پافشاري کنند از پليسهاي خود خوانده بين المللي کار زيادي بر نمي آيد. جز
اينکه سوت بکشند و اعصاب همه را متشنج کنند چه ميتوانند کرد.البته در اين شرايط که
در آستانه جشن هسته اي قرار داريم از بحث خائنين و منافقين هسته ايفاکتور ميگيريم. در واقع
اينها تنها کساني هستند که ميتوانند (يعني ميتوانستند) مزاحمتي در جهت رسيدن به شکوفايي
علمي و فکري جامعه ايجاد کنند که خوشبختانه مردم آنها را به مرخصي اجباري فرستادند تا فعلاً شرشان کمترفوران کند.به نظرم پيروزي هسته اي ايران اسلامي يک حلقه از سلسله رويدادهاي الهام بخش به جهان تشنه و
منتظر علي الخصوص در ميان مسلمين است که بايد با قدرت آنرا پيگيري کرد و ذلت و
درماندگي قدرتهاي طاغوتي را به همگان نشان داد.
راستا بايد از همه عوامل ايجاد اين صفحه باشکوه تقدير و تشکر کرد و به همه آنهايي که خوب
به مطلب دل ندادند عرض ميکنم که آقاجون دل بده به
مطلب!!
...و به اين ترتيب ما جمهوري اسلامي را پذيرفتيم!
ما مردم ايران ، کار بي نظير و عجيبي کرديم. در شرايط غيبت امام معصوم (ع) ما تصميم گرفتيم که حکومتمان را بر اساس دستورات اسلام بنا کرده و تحت ولايت مطلقه نائب امام زمان ، زندگي اجتماعي خود را مديريت کنيم؛ کاري که عموماً امتها ،حتي با حضور پيامبران حاضر به پذيرش آن نبودند و به اين ترتيب فصل جديدي در تاريخ بشر رقم خورد.
اين آري البته يک "نه" بزرگ هم در مقدمه اش بود که خيلي جسورانه به نظر ميرسيد. "نه" به هرگونه حکومت و ولايت طاغوت. اين همان "نه" خطرناکي بود که هزاران هزار عبد صالح خدا براي اداي آن به خاک و خون افتادند و از هستي ساقط شدند. اين همان "نه" با شکوهي بود که انسان را به جايگاه رفيع خليفه الهي نزديک ميکرد. ما مردم ايران البته اين "نه" را با هم قرائت کرديم. از آنروز عجيب و باشکوهِ "نه" به طاغوتها و "آري" به جمهوري اسلامي تمام تلاش دشمنان خدا بر اين استوار است که اثبات کنند مردم ايران از آن کار بي نظير خود پشيمانند و خيلي دوست دارند با طواغيت نسکافه بخورند و دوباره حضور آنها را در صحنه سياسي و اجتماعي خود فراهم ببينند.
برخي گروههاي سياسي در کشور در طول اين سالها تمام همتشان اين بوده که معنايي حداقلي از آن "نه" و "آري" را تبليغ کنند و اصرار دارند مردم يک "نه" به برخي رفتارهاي شاه!! گفته اند و يک "آري" به آزادي و مردمسالاري!! اين يعني خالي کردن نظام برآمده از قيام مردم از محتواي ديني و ارزشي آن. اين يعني تلاش براي سقط کردن يک تجربه عالي و بي نظير ، تلاش براي ناکام گذاردن مسير تکامل جوي نهضت اسلامي مردم ايران.
ما از آنروزي که اين تصميم بزرگ را گرفتيم و آن "آري" را گفتيم جبهه شرک و طاغوت را در وضعيت انفعال قرار داديم و اين حاصل مديريت قرآني امام راحلمان بود و اگر قصد ادامه اين مسير پرعزت را داريم جز با دستورات قرآني ميسر نخواهد بود و قرآن از ما ميخواهد که مشرکين و طاغوتها را به راه بياوريم نه اينکه با آنها راه برويم. قرآن از ما ميخواهد منحرفان را دعوت به پذيرش حق کنيم دعوت به پذيرش ربوبيت پروردگار عزيز عالم. عمل به دستورات قرآني ما را در وضعيت پيشروي و فتح و دشمن را در وضعيت انفعال و پستي قرار ميدهد.اميد که چنين باشيم.
باسمه تعالي
خبرهايي که از برخي نقاط بهم رسيده واقعاً تلخ و نگران کننده است. برخي از دوستان موثق و مورد اعتماد از وقوع تقلب و ناپاکي در يکي از حوزه هاي انتخاباتي چيزهايي تعريف ميکردند که جاي تعجب و تاسف داشت.
اينکه عده اي بنام ارزشها و اصولگرايي دست به رفتارهاي ناشايست بزنند تقريباً بدترين خيانتي است که ميشود در حق اسلام و انقلاب کرد و درست به همين دليل بيشترين حساسيت بايستي در بچه هاي معتقد به نظام و ارزشها نسبت به اين مسائل باشد. قبلاً از رفتارهاي مشکوک و نچسب اين آقايي که نامش از صندوق بيرون آمده و تيم همراهش چيزهايي شنيده بودم ولي نه اينقدر خطرناک. دست زدن به آراي مردم نه چيزي است که بشود از کنار آن عبور کرد.
پس از شنيدن برخي اخبار در اين مورد شخصاً تحقيقاتي بعمل آوردم و متوجه شدم با کمال تاسف مردم شهرستان هاي مهر و لامرد فارس با ياس و نااميدي ، بغضي فروخورده را در گلو دارند و از اينکه آراي آنان مورد توجه قرار نگرفته و برخلاف نظر قاطبه مردم منطقه ، نام کس ديگري اعلام شده است بسيار عصباني و متشنج هستند و تنها کورسوي اميدشان رسيدگي شوراي نگهبان به شکايات ميباشد.
از اينکه در اين شرايط که شيريني حضور پر افتخار مردم در عرصه انتخابات به کاممان نشسته است سخني تلخ را پيش بکشم خيلي نگران و مردد بودم اما دل را به دريا زدم و حق خواهي را وظيفه اي تعطيل ناپذير ديدم. باشد که تاثيري بگذارد و دل مردم را شاد و راضي تر ببينيم. اينهم آدرس وبلاگ يکي از دوستان که دقيقتر توضيح داده است:
[آرشيو شده ها]
[31/1/1387- 6:34 ع] انفجار نور
[20/1/1387- 7:15 ع] [جشن هسته اي، يادروز خودباوري
[12/1/1387- 10:27 ع] آن آري باشکوه آن نه تاريخي
[28/12/1386- 3:51 ع] صيانت از راي مردم
[28/12/1386- 3:38 ص] پيروزي ملت
[15/12/1386- 6:21 ع] ما درک ميکنيم
[7/11/1386- 10:4 ص] غزه ، امتحان ما
[3/11/1386- 7:5 ع] قانون اساسي و مخالفانش
[4/10/1386- 3:46 ع] دعوت همگاني به صرفه جويي
[1/10/1386- 11:7 ص] بدبختي گناه
[29/8/1386- 6:59 ع] فاز جديد جنبش عدالتخواهي شيراز
[22/8/1386- 4:6 ع] اصلاح طلبي؟1
[19/8/1386- 5:8 ع] حامي بزرگ احمدي نژاد در فارس
[12/8/1386- 5:29 ع] کشکول
[همه عناوين(40)]
بازديد ديروز: 10
کل بازديد :5686
طرح تحول اقتصادي و ناتواني دولتهاي پيشين [1]
تحول اقتصادي وناتواني دولتهاي پيشين [1]
حسينيان و حسين ستيزان [23]
عاشورا با اهداف و اغراض سياسي [21]
ملت رد صلاحيت کرد [20]
صدور انقلاب و تشکيل دولت سري ايران در ميان اعراب [31]
تاسيس کرسي احمدي نژاد در دانشگاه کراچي [31]
در آستانه بي حجاب کامل قرار داشتيم [29]
برخي مجريان تلويزيون مصداق ناجا [34]
شعبان جعفري [60]
جريان شناسي گروههاي سياسي [67]
طرح امنيت اجتماعي و ضرورت آن [28]
حکايت شيرين اين خاندان [63]
صرفه جويي از نگاه مجتبي ارغوان [62]
[آرشيو(104)]
شيراز و آب رکني و دکتر احمدي نژاد
مهراوه من
مرجع من
روزنامه کيهان
عبداله شهبازي
فاطمه رجبي
بازمانده تنها
سپهر نيوز
رجا نيوز
محمديسم
رهپويان وصال شيراز
خبرگزاري فارس
انصار نيوز
دکتر احمدي نژاد
روزنامه نگار مسلمان
مصائب احمدي نژاد
قديري ابيانه
شهيد آويني
اکينا نيوز
وبلاگ بحر
نا روزنامه نگار
فدايي سيد علي
وبلاگ کتب
خاکريزيسم
امير حسين ثابتي
نسل بيدار
مرکز بررسيهاي استراتژيک رئيس جمهوري
آرمانشهر
سهيل کريمي
بسيج جهاني
مرکز اسناد انقلاب اسلامي
رحيم پور ازغدي
رجايي زمان
بچه هاي سوم تير
توحيد و عرفان
دولت اسلامي-انسان کامل
اتاق شيشه اي يک خبرنگار
کافه انديشه
موشک انداز
نشريه دانشجويي ايران 1404
از همه جا از همه چيز
آرش کماندار
روزنت
رايحه خدمت
خمينيسم
يادداشتهاي سياسي
پرنيان
روزنامه افتضاح ملي
شوکران انتظار
اسلام حقيقي
ادواردو
نسل سومي
نام: | |
ايميل: | |






