سفارش تبلیغ
صبا ویژن

90/4/13
9:55 صبح

ترجمه غلط عدالتخواهی به افشاگری؛ یا افشاگری تو افشاگری

بدست تقی سهیلی در دسته فارس، عدالت خواهی، افشاگری، وبلاگستان

باسمه تعالی

 

نمی دونم نتیجه کدام اقدام غلط است و چه کسانی مقصرند اما متاسفانه گاهی احساس می شود مطالبه عدالت در جامعه ما به افشاگری تعبیر می شود؛ افشاگری البته خودش یک بحثی دارد و باید هم به آن پرداخت ولی افشاگری آیا همان عدالتخواهی است؟

افشاگری دامنه بلندی دارد و انتهای نامعلوم و مبهمی هم می سازد. اینکه هرکس راه بیفتد و یک چیزی درست یا غلط از زندگی دیگران پیدا کند و سر دست بگیرد و جار بزند و... چقدر زشت است! عده ای هم می ایستند یک گوشه ای به کل ماجرا می خندند؛ کل ماجرا یعنی اینکه این جریان ادامه دار خواهد بود و افشاگری های بعدی معادلات جدیدی را رقم خواهد زد و همینطور همه دنبال یک سندی، عکسی، نامه ای، چیزی می گردند تا رو کنند و طرف مقابل را مات نمایند.

من البته درباره درستی و غلطی این کار فعلاً بحثی ندارم و اصلاً صاحبنظر هم نیستم ولی می دانم که این اسمش عدالتخواهی نیست! هر کس هم دنبال این برنامه باشد باید عنوان کارش را چیز دیگری بگذارد.

من دقیقاً متوجه نمی شوم برای مطالبه عدالت چرا باید به اطلاعات پنهان و مخفی و افشاگری های جنجالی دست زد.

عدالت علائمی دارد و وقتی این علائم نبود و علائم بی عدالتی آشکار بود این سند است برای گرفتن یقه مسئول مربوطه و گرفتن یقه فرایند غلط. وقتی گروهی از مردم در خانه هایشان از داشتن حمام محروم هستند این یعنی بی عدالتی و باید رفت دنبال احقاق حق آن ها.

حالا چی شد که این ها را نوشتم؟ بهانه این نوشتن وضع عدالتخواهی در شیراز است.

چند صباحی عده ای احتمالاً بی توجهی کردند و افشاگری های غیر قابل قبولی داشتند و بعد توپ افتاد دست یک گروه دیگری که علیه این گروه اول افشاگری کنند و بعد دوباره از میان همین افشاگران کسی راهش را کج کرد و به افشاگری علیه افشاگران دوم پرداخت و احتمالا یک رشته سر دراز دارد!

البته من اطلاعات دقیقی از پشت پرده ماجراها ندارم و چیزهایی که می بینم را تحلیل می کنم. شاید هم کل این افشاگری ها کار یک گروه باشد ولی آنچه قابل تصور است این است که عده ای نشسته اند به ریش همه می خندند و هِی سند رو شده مطالعه می کنند و لذت می برند!

دوستان افشاگر! خواهشاً بس کنید!

شاید برخی خوانندگان دقیقاً متوجه منظور برخی مطالب این پست نشوند ولی آنهایی که در وبلاگ های فارس چرخی زده اند می دانند که درباره چی نوشته ام.

 


89/3/5
7:2 عصر

سرباز روح الله سرباز روح الله مانده است

بدست تقی سهیلی در دسته ولایت فقیه، آیه الله نوری همدانی، فارس، امام خمینی

بسم الله

سفر حضرت آیه الله نوری همدانی به شیراز و استان فارس فرصت دوباره ای بود تا کلام روحانی این سرباز پاک باخته امام خمینی(ره) را از نزدیک نیوش کنیم و حضور نورانیش را در دیار خویش احساس نمائیم. اقشار متدین و مذهبی با این مدافع حریم ولایت از سالها پیش آشنایی دارند اما آنچه باعث شد نگاه ویژه مردمان ، معطوف بزرگی و صلابت و استواری این استوانه فقاهت و مجاهدت شود ، بصیرت و درایتی بود که آیه الله در ماجرای فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری از خود نشان داد.
در لحظه سرنوشت سازی از تاریخ اسلام و ایران که غبار تردید و دودلی با سموم فتنه گری و پیمان شکنی برخی بزرگان و خواص و دوگانه نمایی و بلکه چندگانه نمایی گروهی به ظاهر مصلح ،ترکیب گشته و فضای جامعه اسلامی را آلوده بود ، انصافاً حضور پر ایمان ، شفاف ، مطمئن و روشنگرانه حضرت آیه الله نوری همدانی ، همچون ستونی از نور راهگشای طریق هدایت و سعادت بود.
در کلام و رفتار این مرجع عالی قدر دینی آنچه نقش اول و محوری دارد ولایت است و دفاع از حریم آن. در همه سخنرانی هایی که ایشان در شیراز و سایر شهرهای استان ایراد نمود تاکید بر ولایت و شقوق آن نقش پر رنگی داشت.
در چند سخنرانی از ایشان که شخصاً حضور داشتم احساس کردم آیه الله خود را طلبه ای بلکه سربازی میداند که مانند چند دهه پیش در رکاب امام خمینی (ره) مشغول جهاد و مبارزه ای دامنه دار و طولانی مدت است و هرگز مقاطعی مانند پیروزی انقلاب در سال 57 را فرصتی برای اعلام پایان مبارزه نمی داند بلکه اعلام بازنشستگی را برای خود به منزله خیانت به امام زمان (عج) می پندارد. از این رو همواره با چشمان نگران روند امور را زیر نظر دارد و فارغ از تعلقات شخصی به وظیفه سنگین تهاجم به فرهنگ الحادی و مادی و تقویت اسلام ناب محمدی(ص) می اندیشد.
مرجع بسیجی واقعاً برازنده حضرت آیه الله نوری همدانی است ؛ کسیکه عمل به تکلیف را اصل می داند و همین را به همه توصیه میکرد. در یکی از جلسات از ایشان سئوال شد حوزه های علمیه چه برنامه ای برای مقابله با فتنه ها دارند ؛ ایشان با انتقاد تلویحی از برخی هم لباسهایشان گفتند اگر علمای حوزه ها جور دیگری موضع میگرفتند ، اوضاع به گونه ای دیگر پیش میرفت. ایشان اضافه کرد اگر از شیراز 10 نفر از علما کفن می پوشیدند و میگفتند ما معترضیم آیا اوضاع اینگونه میشد؟ شما باید وظیفه خودتان را انجام دهید و منتظر کسی نمانید که حوزه چه کرد یا فلان جا چه کرد! و همه را به آیه 200 سوره مبارکه آلعمران رجوع داد
.


نوع سخن گفتن ایشان در خصوص فتنه های پس از انتخابات نیز جالب و آموزنده بود. ایشان در پاسخ به سئوالی در خصوص شعار معروفشان _خامنه ای کوثر است دشمن او ابتر است _ فرمودند من احساس وظیفه کردم و برای دفاع از نظام وارد شدم. باید این نظامی که ابر قدرتها را به خطر انداخته است حفظ کنیم.خودش را همچنان هم نفس امام راحل (ره) در مسیر مبارزه می دانست. مرجعی که مانند سرباز برای ولایت فقیه قدم برمی داشت باعث شد ما احساس خجالت و حقارت کنیم.